سلام
خوش آمدید
نیلوفر هستم
14 سالمه
سوم راهنمایی
مدرسه ی راهنمایی نمونه دولتی رضوان
نظر یادتون نره
قالب و لوگو و... خواستید در خدمتم

راستی نظرتون راجع به این بنر فلش بالا چیه؟
بنر نیست چون لینک نداره!


هفته سوم اردیبهشت 1392
هفته اول اردیبهشت 1392
هفته سوم بهمن 1391
هفته دوم بهمن 1391
هفته اول دی 1391
هفته دوم آذر 1391
هفته چهارم آبان 1391
هفته دوم آبان 1391
هفته دوم مهر 1391
هفته چهارم شهریور 1391
هفته سوم شهریور 1391
هفته چهارم مرداد 1391
هفته دوم مرداد 1391
هفته چهارم تیر 1391
هفته سوم تیر 1391
هفته دوم تیر 1391
هفته اول تیر 1391
هفته چهارم خرداد 1391
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته دوم اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته دوم فروردین 1391
هفته اول فروردین 1391
هفته چهارم اسفند 1390
هفته سوم اسفند 1390
همه آرشیوها



⎝بازی⎠
عکس
لوگو و سفارش
متفاوت
حکایت
پاورپوینت



لوگوی دوستان
آیکون
دروس دوم راهنمایی
انیمیشن درسی
عکس(بزرگ و با کیفیت بالا)
درس اول تا ششم زبان دوم راهنمایی
درباره ی مطالب این وب
تصاویر جالب آتشین(در اندازه ی بزرگ)
عکس پشت زمینه(مخصوص دسکتاپ)
بازی خرگوش
بازی الماس
بازی پنیر
تحقیق من درباره ی منظومه ی شمسی
فلش نوشتاری
سرود ملی
درس هشتم علوم سال دوم راهنمایی
جغرافیای سال دوم راهنمایی
رویکرد تربیتی
کرمانشاه(حتما دانلود کنید)
آهنگ آرام



*همه چی عکس*
شب,سکوت کویر...
*•.¸¸.•* عاشقانه های من و عشقم *•.¸¸.•*
کلاسیــک
◄♡خـَط خـَطــی هــآی لیدے כּیڵۅ .
ღ♥ღ دوستت دارم گلم ღ♥ღ
عاشقانه های من
ترمه ترنج
عاشقانه
✘...дTsH 2012...✘
lost memories(◡‿◡✿)
لبخند و دیگر هیچ...
SELENA GOMEZ
Just Justin JOon
لباس مجلسی، شب و عروس
دختری در سراب
تنها ترین تنها
جالب هاش اینجاست(❁◠‿◠)
دنیای تکنولوژی
۩۞۩ ...جنبش اسلامی سایبری.... ۩۞
آهنگ پیشواز ایرانسل
داناب استان کرمانشاه - طرح ملی نجات آب
بهاردانش
دایرکتوری وب فری اسمایل
.::مطالب جالب در مورد حجاب::.
همه لینکها
ارسال لینک



ترش و شیرین دلارام ♥
ستاره سینما
کـاشـت و دیزایـن حـرفه ای نـاخـن
❤~✿◕ ‿ ◕✿تــیــزهــوش خــانــوم✿◕ ‿ ◕✿~❤
جیگیل چت
ریاضیات
sOrOOsh...سروش...shOOrOs
✿ܓ✿.::●❤ LOVE ❤●::.✿ܓ✿
ღ ❤❤❤✔every thing in the hole
✘...дḸӧṇἐ 4 €ṿẹŘ...✘
❤از طلوع عشق تا.....❤
✔Ґخـ 30 ــ اوҐבے✔
پسر کش
دختر مو مشکی (پانیذ جون)
justin
XBOX 360
دخترم یاسمین!
دختر مرداد
ماه من
ساحل آرامش
₪₪DeCePtIvE₪₪
زخمی
دختر خرگوشی
کودکانه
کوچه پس کوچه های بهشت
درختی از دوردست...
الناز
لووت
چوپان دروغگو
جن و روح
20 بلاگ
کوی هنر و ادب
زهرا جوووووووووووووووووووووووووووووون
ضد پسر
♥ღ♥دست نوشته ها ♥ღ♥
مرجع بهترین قالب فانتزی - وب دخمل بابا
صنایع/تحلیل سیستمها
ترفند
خریدپستی
بلوم
ss501 and me
آفتاب مهتاب کره
پرتال مدرسه ی نمونه دولتی رضوان
همه فن حریف
درس علوم
تمشک دانلود
همه لینکها


کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



کدوم جای خونتون رو بیشتر دوس داری؟!














 

یکشنبه 28 خرداد 1391

دانلود پاورپوینت 2007

دانلود پاورپوینت 2003

برای خوندن حکایت برید به ادامه

زن باهوش
 
روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش توی جنگل افتاد. او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است. قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم.
زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : متشکرم ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست ؛ هر آرزویی داشته باشی شوهرت ۱۰ برابر آن را میگیرد.
زن بعد از کمی فکر گفت : اشکال ندارد !

زن برای اولین آرزویش میخواست که زیباترین زن دنیا شود ! قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستی که با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرد دنیا می شود و تمام زنان به او جذب خواهند شد ؟ زن جواب داد : اشکالی ندارد ، من زیباترین زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه میکند !و او زیباترین زن جهان شد !

برای آرزوی دوم خود ، زن میخواست که ثروتمندترین زن جهان باشد !
قورباغه گفت : این طوری شوهرت ثروتمندترین مرد جهان خواهد شد و او ۱۰ برابر از تو ثروتمندتر می شود. زن گفت اشکالی ندارد ! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است !!!
و او ثروتمندترین زن جهان شد !

سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد :
من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم !!!
 
آخه مگه مریضی؟؟؟
 
روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین ، شماره منزل او را گرفت. کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت : سلام ! رییس پرسید : بابا خونس ؟ صدای کوچک نجواکنان گفت : بله ! رییس گفت می تونم با او صحبت کنم ؟ کودکی خیلی آهسته گفت : نه !!!! رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند ، گفت : مامانت اونجاس ؟ کودک جواب داد : بله !!! رییس به سرعت گفت : می تونم با او صحبت کنم ؟ دوباره صدای کوچک گفت : نه !!!

رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید :  آیا کس دیگری آنجا هست ؟ کودک زمزمه کنان پاسخ داد : بله ، یک پلیس !
رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند ، پرسید : آیا می تونم با پلیس صحبت کنم ؟ کودک خیلی آهسته پاسخ داد : نه ، او مشغول است ؟ رییس گفت : مشغول چه کاری است ؟ کودک همان طور آهسته باز جواب داد : مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان. رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید : «این چه صدایی است ؟ صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت : یک هلی کوپتر !!!

رییس بسیار آشفته و نگران پرسید : آنجا چه خبر است ؟ کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد : گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند. رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود ، نگران و حتی کمی لرزان پرسید : آنها دنبال چی می گردند ؟ کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد : من !!!!!!!









حکایت ، حکایت جالب ، پاورپوینت ، : برچسب ها
حکایت ، پاورپوینت ، : موضوع

| 2 : صفحات